بی کسی

design ✘ mail ✘ profile ✘ home


 هر گاه مشكل بزگي داشتي به خدا هرگز نگو مشكل بزرگي دارم به مشكلت بگو كه خداي بزرگي دارم.................................


برچسب‌ها: <-TagName->
+ پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,| 17:59|شیوا|


 هميشه و هميشه به ياد او باش كه ياد او آرام بخش قلب هاست ونگاه او مهربان ترين نگاه هااست شناختي از كه سخن مي گويم؟! از خدا

 

 

 

 

هميشه و هميشه منتظر او باش كه زود تر بيايد وتو را منتظر نگاه دوستانه خود نكند وسبب انتظار خود نكنه فهميدي كه را مي گويم!؟امام زمان (عج) را مي گويم.


برچسب‌ها: <-TagName->
+ پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,| 17:57|شیوا|


 سلام دوست من

امروز خيلي منتظرت بودم كه با من حرف بزني.مي گويي نه؟!

خوب باهم امروز را مرور مي كنيم............

صبح كه از خواب بيدار شدي خيلي خواب آلود بودي وبراي نماز مادرت صدايت زد تا بلند شوي اما تو با بي حو صله گي هم به مادرت بي ادبي كردي وهم براي نماز بلند نشدي!!

با خودم گفتم كه شايد ميخواهي كمي بخوابي وبعد بلند شوي ونماز بخواني وبا من صحبت كني اما ديدم كه بعد خوابيدي تا صبح ساعت10 با اخمويي روبه ساعت نگاهي كردي وبلند فرياد زدي كه چرا مادرت زود تر صدايت نزده است؟

من از كارتو خيلي ناراحت شدم ولي گفتم شايد فرصت نكرده اي تا با من حرف بزني!!وبعدديدم كه بايك وضع خيلي مبتذل وارد كوچه وخيابان شدي مي خواستم با تو قهر كنم اما دلم نيامد....خلا صه بعداز به گناه انداختن جوان هاي ديگر به خانه برگشتي من كه اميدوار بودم براي نماز ظهر بامن هم كمي حرف بزني بعداز ديدن تو كه داري در موقع اذان به نوار هاي ترانه كه به قول تو مجاز هست كه نيست گوش مي دهي اميدم نا اميد شد اما بازهم صبر كردم آخر من تورا دوست داشتم اما در آخر ديدم تو مرا دوست نداري من هم باتو قهر شدم..بگذريم تونماز ظهرت را نخواندي

بامن هم حتي يك كلام صحبت نكردي وبعد هم گرفتي و خوابيدي

تا شب اما يك دفعي بلند شدي اول فكر كردم مي خواهي با من حرف بزني اما نه تو مي خواستي با دوستانت پيامك بازي كني!!!!

ودوباره خوابيدي..........شب كه بيدار شدي گفتم مي خواهي نماز بخواني!!تو حتي نماز ظهرت راهم نخواندي ونسبت به من خيلي بي توجه بودي!!خلاصه كارهاي شبت رو هم به رويت نمي آورم تا نصفه شب كه مي خواستي وبخوابي گفتم الان فرصت خوبي است كه با من درد و دل كني كه حتما درمواقع ديگر از ديگران خجالت مي كشيدي كه مبادا به حرف هاي تو گوش دهند اما تو باز خوابيدي

دوست من!!

تونسبت به من خيلي بي اهميت بودي اما من دربرابر تو خيلي صبور بودم واين بود كار هاي تو در طول روز اميد وارم به كار هاي اشتباه خود پي برده باشي!!!!!!!!

راستي...مرا شناختي؟؟؟                كمي فكر كن!!!

من دوست تو دوستدار تو همدم تو مونس تو وخداي تو هستم!!!!

لطفا در مورد كارهايت فكر كن!!!!!.........

دوستان خواننده

لطفا نظرات و عقايد خود را در مورد اين نوشته بيان كنيد....

متشكرم .....


برچسب‌ها: <-TagName->
+ پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,| 17:56|شیوا|


 بسم الله الرحمن الرحيم

روزي پسركي براي نماز صبح خود وضو گرفت وبه سمت مسجدراه افتاد وشيطان هم مي خواست مانع از رفتن او به مسجد شود براي همين سنگي سد راه او قرار داد تا او به مسجد نتواند برود پسرك دروسط راه بود  كه بر زمين افتاد ودر آن كوچه تاريك لباسش گلي شدبراي همين دوباره به خانه برگشت ولباسش راشست ودوباره به طرف مسجدرفت درراه دوباره بر زمين افتاد ولباسش گلي شدوباز به سمت خانه برگشت ولباس گلي اش راشست ووضوگرفت وبه سمت مسجدراه افتاد درراه دوباره همان اتفاق هاي قبلي برايش پيش آمد وبعد از عوض كردن لباسش به سمت مسجدراه افتاد اين بار ديد پيرمردي بايك چراغ به سمت او مي آيد ناگهان چراغ خودش را به پسرك دادوبه اوگفت كه چراغ را از او قبول كند پسر قبول نكرد واز پيرمرد پرسيد:توكه هستي وبراي چه چراغ خودت را به من مي دهي مرد گفت:من شيطان هستم .پسرتعب كرد مردادامه داد :من مي خواستم مانع از رفتن تو به مسجد شوم

اما تو براي رفتن به مسجد سه بار به خانه رفتي وبرگشتي خدا هم 


برچسب‌ها: <-TagName->
+ پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,| 17:56|شیوا|


 سلام حالتون خوبه؟؟ميخوام براتون يه داستان ازيك مرد بگويم كه دريك بازار بود و با زن بد حجابش براي خريد قدم مي زد ناگهان مردي نزد او آمد وگفت:سلام آقا ببخشيد من ميخواستم ازتون بپرسم كه آيا من ميتونم به خانمتون نگاه كنم واز زيبايي هايشان لذت ببرم؟ اون از تعجب شاخ در آورده بو د وبعد از مكث كردن باعصبانيت گفت :خجالت نمي كشي مرتيكه بي حيا مگه تو خودت ناموس نداري كه اينجا داري راست راست به من نگاه مي كني ودرباره همسرم از من مي پرسي؟؟

پسر خيلي ريلكس به مرد نگاه ميكرد ودر حاليكه يقه اش در دست مرد بود

گفت:آخه من ديدم همه دارن خيلي راحت به ايشون نگاه مي كنن ما بياييم و با اجازه به خانومتون نگاه كنيم!!مگه كاراشتباهي كرده ام كه دارم ازتون اجازه مي گيرم؟؟مرد درحالي كه خيلي تعجب كرده بوديقه پسررا رها كرد وبه سمت خانه راه افتاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خوب مي بينين! چه روزگاري شده كه همه واسه گناه ازهمديگه خيلي ريلكس اجازه ميگيرن!!


برچسب‌ها: <-TagName->
+ پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,| 17:55|شیوا|


 آيا تو حجاب داري؟ آيا من حجاب دارم؟اين سوالي است كه مرا روز وشب ديوانه مي كند.آيا مي دانستي كه حجاب مصنوعيت است ونه محدوديت؟آيا مي دانستي كه بد حجابي تو سبب گناه خودت وديگران مي شود ؟ومي دانستي كه شايد ممكن است بعضي از آدم ها ازديدنت

لذت ببرند ؟واقعا اين حجاب در خيلي از جا ها به درد من وتو مي خورد در دنيا آنقدر بد حجابي پررنگ است كه دولت كشور هاي بي حجاب از اين ماجرا سر زنده اند؟ حجاب خيلي خوب است پس چرا نبايد من وتو آن را داشته باشيم واز نعمت ان بي بهره باشيم؟من از امرو ز ان رادارم پس تو هم بيا و بد حجابي را ترك كن حالا احساس مي كنم سبك تر شده ام و درد دل هايم رابراي تو گفته ام اين فرصت را از دست نده!!!!           دوست من!  


برچسب‌ها: <-TagName->
+ پنج شنبه 29 تير 1391برچسب:,| 17:53|شیوا|


 سلام میخواستم باهات یه کم حرف بزنم آخه خیلی حرفا رودوست دارم بهت بگم وازت چند تا سوال بپرسم

خوب تو روزی چند مرتبه واسه امام زمان دعا می کنی که بیاد؟؟؟؟؟

توعمرت تا حالا چند بار با امام زمان درد دل کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روزی چقدر واسش گریه می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روزی چقدر منتظرشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا تا حالا بهش فکر کردی روزانه منتظره که واسش دعا کنی و گناه نکنی؟؟؟؟؟؟

واقعا این سوال ها رو تا حالا از خودت پرسیدی؟؟؟؟؟؟؟


برچسب‌ها: <-TagName->
+ پنج شنبه 8 تير 1391برچسب:,| 20:27|شیوا|


 پدر و مادر امام زمان علیه السلام غیبت صغری و کبری چگونگی غیبت صغری و کبری شمائل حضرت مهدی علیه السلام زندگی شخصی امام عصر چگونه است ؟ نشانه های ظهور امام زمان علیه السلام چیست ؟ وظائف مومنین در زمان غیبت امام زمان علیه السلام اشک های امام زمان علیه السلام مهر بیکران سی و چهار پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان علیه السلام درد دل با امام زمان علیه السلام عکس شهدای دانشجوی شهر ستان کازرون بنام او که خالق یاس ونرگس است یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت ای روح دعا سلام مهدی 1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0 عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0 آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0 بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0 بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0 بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0 نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0 آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0 کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000 میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0 حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0 خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0 پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0 محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟ یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0 بنفسی أنت! به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0 آقا جان! دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟ کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟ بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0 یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000 دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0 ای پیدا ترین پنهان من! تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0 ای آفتاب عمر! تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0 به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0 کاش می شد که خدا اجازه ظهورت می داد کاش می شد که در این دیار غربت ومیان موج غمها به سکوت سرد وسنگین رخصت خاتمه می داد کاش می شد جمعه ما شاهد ابروی زیبای تو می شد دیده نا قابل ما فرش کیسوی تو می شد کاش می شد انتظار منتظر بپایان رسد وهوا میزبان یاسها و نسترنها خاک پای مهدی زهرا شود کاش می شد تو هم از انتظار خسته شوی و برای فرج دعا کنی کاش می شد000 قربانت یاس سفید درباره شهدا زندگینامه و وصیتنامه شهدای دانشجوی شهرستان کازرون با همکاری مسئول پژوهش و تحقیق بنیاد شهید کازرون مداحی مداحان اهل بیت درباره امام زمان زیارت آل یس علیمی : یا ابا صالح مددی طاهری : مولودی امام زمان مولودی امام زمان تیک تاک ...،ثانیه ها،روزها،ماه ها،سال هاو...میگذرد و ما هنوز منتظر یار سفر کرده مان هستیم.به امید ظهور مهدی صاحب الزمان


برچسب‌ها: <-TagName->
+ پنج شنبه 8 تير 1391برچسب:,| 20:26|شیوا|


  

           به نام خداوندی که حضرت آدم را آفرید وبرای تکمیل خلقتش حضرت حوّا را

 

 

           خلق  کرد وازوجود این دو، انسان های زیادی به عنوان مرد وزن بوجود

 

 

 

           آمدند.  برای مردان وزنان دستوراتی قرارداده است که یکی ازاین دستورات

 

 

 

           پوشش وحجاب است که برای به کمال رسیدن آن ها وسلامت اجتماع مفید

 

 

 

           می باشد.

 


برچسب‌ها: <-TagName->
+ جمعه 2 تير 1391برچسب:,| 10:51|شیوا|